تبليغاتX
شیدا مقانلو - شعر|شب آیه 1430|حامد داراب

حامد داراب

می خواستم مطلبی مفصل درباره محرم بنویسم،اما واقعا چه مطلبی می توان برای محرم نوشت،بخصوص اینکه من هیچ وقت به این مراسم با نگاهی تقدس مآبانه برخورد نکردم،اما این موضوع هیچ وقت باعث نشده که اهمیت جریان رو برای اینکه حربه ای باشد جهت جدل های مذهبی و زیر سوال بردن اسلام، نفی کنم،بهتر است بگویم محرم و اصلا قضیه عاشورایش خیلی جای بحث دارد و در ذات خود جریانی است که ذهنِ منتقد تیز بین می تواند از خرد گریزی و البته خرد ستیزی اش برای محکوم کردن برخی جزم اندیشی ها در محور تمدن اسلامی استفاده کند.

چند سال پیش شعری اپیزدیک را از (حامد داراب) خواندم که خیلی به دلم نشست و فکر کردم این اثر همه چیز هایی را که من دوست داشتم درباره محرم بگویم بیان کرده است و انگار با نوع فکر من درباره عاشورا همساز است ، پس گفتم چه بهتر که کلام را با نوشتن این شعرِ تحسین برانگیز کوتاه کنم و همچنین به بهانه همین موضوع یادی نیز از دوست دیرینه ام حامد داراب کرده باشم.

فکر می کنم زبانی که حامد داراب برای شعر هایش انتخاب می کند زبانی خاص،می باشد که با نوعی رویکرد استعاری،نشانه شناسانه،وکلاژگونه و هم چند وجهی سعی در ایجاد ارتباطی عمیق تر با مخاطب دارد.

نام شعر : شبِ آیه ۱۴۳۰ (هزار و چهارصدوسی) | شاعر : حامد داراب | سال سرایش : آذر ۱۳۸۷|فرم : اپیزدیک | سبک : پست مدرن | 

۱) 

شخصی که پشت پنجره مانده .

موسیقی متن "ربه کا" (ربکا).

 من بودم و "سارا" و "لیلا".

ما راک می دیدیم "He Is My Everything :Elvis Presley".

"هیچکاک" می دیدیم. 

۲)

انبوهی از مردم با پیرهنٍ مشکی.

(ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ، علمدار نیامد). 

نیزه بشر بود،

خورشید مفقودالاثر بود  

۳) 

اینجا گُلا تو گلخونن،

گلهای دشتو دوس دارم من.

یه دشت پر لاله،

وقتی هواخوبه 

۴)

من بودم و "سارا" و "لیلا"

سال گذشته ظهر تاسوعا

"He Is My Everything"

موسیقی متن "ربه کا" (ربکا) 

۵)

گلهای دشت لاله پژمردن

خورشیدها بر نیزه ها مردن. 

[لینک به مطلب]  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 22:8  شیدا مقانلو  | 
این صفحه را به اشتراک بگذارید
 
تمامی حقوق برای شیدا مقانلو محفوظ است